![]() |
![]() |
|
| همانطور که مستحضرید...اهم اهم....خب...بله البته.......ااااااا.......هیچی دیگه.....همین |
|
ما صلاح دیدیم که چه بهتر این وبلاگ رو دوباره شروع کنیم و چه بهتر که این شروع با یه مناسبتی همراه باشه و چه مناسبتی از این بهتر که تاسوعا عاشورا برخورد کنه به آخر فرجه ها و آخر هفته (چه شاعرانه فکر کن که اخر فرجه ها با آخر هفته با آخر امام اینا تو یه نقطه به هم برسن!!!!!) و خب بهتر از همه این که ادم یه فرصتی برای درس خوندن داشته باشه و همه جا تعطیل باشه و تو هیچ بهونه ای برای در رفتن از زیر درس نداشته باشی و دست به ... بشینی تو خونه(خفه شو تو که ابزارشو نداری!!!) و بشینی به این فکر کنی که چه تفریحاتی میتونی برای خودت جور کنی... بعد از حذف تمامی گزینه ها یه هو یادت میافته که یه وبلاگ تار عنکبوت بسته ای داشتی که با یکی عباس تر از خودت یه روزگاری سعی میکردی که توش استعدادهای نهفته تو شکوفا کنی ... پس شد آنچه شد!!! شیرین داره میگه که یه ذره از خودت استعداد نهفته به خرج بده آخه الان داره پشت تلفن به من دیکته میکنه که چی بنویسم حالا منو تا اینجا نوشتونته میخواد بقیشو خودم بنویسم!!! خلاصه این که (شیرین میگه چون تو حوصله نداری مشروح اخبارو بدی باید همیشه این "خلاصه این که" رو در اول جمله بیاری...) اومدم یه کم از عاشورا و حسین اینا براتون بگم که چه مظلومانه شهید شدن تا بچه پولدارای فرشته با بنز و بی ام و و کوپه و همچنین یه سری ماشین دیگه (که ما تا حالا ندیده بودیم و بنابر این برای این که بدونیم چه ماشینیه باید حتما پشتشو نیگاه میکردیم و میخوندیم این چیه که خب تو تاریکی این کار غیر ممکن بود !!!) بیان تا یه پرس غذای نظری بگیرن(شیرین در اعتراض به این حرف من طی یک عملیات نمادین میگه که آخه یه پرس نمیگیرن که... با قابلمه میان صف میکشن... امروز اونقدر ملت قابلمه به دست دیدم!!!) یه بنده خدایی در جواب غر ها و فحش های من به ملت قابلمه به دست گفت : "خب اینا برای تبرک میان غذا بگیرن نه برای این که شیکمشون گشنه باشه..." یکی نیست بهشون بگه برای تبرک باید بری تو بقالی!!!!! خب در جواب این بنده خدای نه چندان عزیز باید بگم که :" اینا تو هفت شب مختلف هفته با هفت آدم مختلف(خب مثلا بلوند...سبزه... داف شاسی بلند که موهاش کمنده خیلی لونده... دست دست... بیا وسط....و غیره و ذلک...) کارای مغایر با شئونات اخلاقی خب تو اگه اعتقاد داری شبا به جای این کارا دست به دعا شو(بزرگان دانند معنای این جمله را) اگه اعتقاد نداری که غلط با نون اضافی یا مثلا دختره میاد.. شینیون فانتزی کرده موهاشو ...با ارایش عروس یه شال توری مشکی هم سرش انداخته و به امید به ثمر نشستن سبزه هایی که توی سیزده به در گره زده ماشین باباجونشو دو در کرده اومده حسین پارتی در این حد که مستر حسین رو کشتن . جدآ جنایت کردن... در این حالت داره زیر لبی زمزمه میکنه خدایا این شیرین اونور خط نشسته داره اس ام اس بازی میکنه و ضمن اس ام اس بازه سوتی های نه چندان کوچکی هم میده از قبیل این که این جمله ی پر معنا رو (برا همین چیزاست که عاشقتم دیگه...!!!) به جای این که به یکی از دوستان قدیمیش بده میفرسته برای پسری که الان دو ماهه شدیدا در تلاشه که با شیرین دوست شه پی نوشت: مرده شور این
کامپیوتر و و بلاگ و اینترنت و
بلاگفا و وبلاگنویسان و
کسانی که چرندیات وبلاگ
هارو میخونن و سایر
اشخاص حقیقی و حقوقی
رو با هم ببرن... این چارمین
باره که دارم سعی میکنم
این وبلاگ رو اپ کنم اما
یاری نمیکنن مردم... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 23:51 توسط نگار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
بیکاری و هزار دردسر....خواستیم خاطراتمونو تعریف کنیم تا به شاهکار بودنمون پی ببرید و ما را تمجید کنیدومااعتماد به نفسمان زیاد شود....
|
| نویسندگان |
|
شیرین نگار شیرین و نگار |
| نظرسنجي |
| آمار سايت |
|
RSS
|